نوشت يا موجب نوشته شدن آنها شد، بلكه فرمان داد كتابهاي زيادي به كاتالونيايي ترجمه شود و در پوبْلِت كتابخانهٴ جالبي ايجاد كرد. ترجمهٴ
آراگوني تاريخ موريا در سال 1393 توسط خوان فرناندز دو هرِديا انجام گرفت و همو آثار تاريخي ديگري نوشت و كار پدروي سوم را در حمايت از نويسندگان ادامه داد. در سايهٴ اين دو شخصيت بخشنده، يعني پدرو و خوان، گنجينهٴ ادبيات كاتالونيايي فزوني چشمگيري يافت. ترجيح ميدهم در اينجا وارد جزئيات نشوم، زيرا تمايز ميان آثار كاتالونيايي و پرونسي كار پردردسري است.
غنيترين بخش ادبيات كاتالونيايي طبعاً آثار ديني و كلامي بود. در اينجا تنها نمونههايي عرضه خواهد شد. اين بخش شامل كتابهاي زيادي است، از قبيل قواعد رهباني، كتابهاي عبادات و تهذيب روح، ترجمهٴ آثاري از قبيل قصههاي زرين جاكومو دا واراگيو (سيزدهم ـ 2)، رسالههاي كلامي. يكي از مهمترين ترجمهها از لحاظ زبانشناسي تحريك ذهن
نسبت به خداست. برنات اوليور (چهاردهم ـ 1) موٴلف متن اصلي خود كاتالونيايي بود؛ نام مترجم معلوم نيست؛ وي در اواخر سدهٴ چهاردهم يا شايد پيش از سدهٴ پانزدهم ميزيسته است.
بهترين نوشتههاي ديني متعلق به راهبان بود و بهتر است آنها را بهترتيب فرقهها بررسي كنيم.
نخست دومينيكيان. بيشك، رهبر اينان سنت وينسنت فرر بود، رسول آتشينخويي كه دهها هزار يهودي و مسلمان را مسيحي ساخت (؟!). آثار مهم او به زبان لاتيني است، ولي آثار كاتالونيايي هم دارد، به ويژه وعظي كه در سال 1413 در بلنسيه ايراد كرده است. مواعظ او كه موٴمنان و كافران را به توبه فراميخواند، طبعاً به زبان محلي يعني كاتالونيايي بود. احتمال دارد سرانجام تعداد بيشتري از آنها كشف و منتشر شود. بايد دو تن دومينيكي ديگر را هم برشمرد: آنتونيو گِنِبرِدايِ مايوركايي (تولد: 1332، اسقف آتن از سال 1382 تا هنگام وفاتش در 1395)، كه تسليات بوئتيوس را ترجمه و آن را به شاهزاده خايمه دو مايوركا (وفات: 1375) اهدا كرد و آنتونيو كانالس بلنسي (وفات: 1419) شاگرد سنت وينسنت، كه رسالههاي متعددي ترجمه كرد.
از جملهٴ فرانسيسيان دو مرد خارقالعاده بودند، ان فرانسسك ايخيمينيس موٴلف ستيغ و آثار ديگر و آنسلم تورمدا، كه سرانجام مسلمان شد و به عربي و كاتالونيايي نوشت.
يكي از برادران سنت وينسنت به نام بونيفاس فرر (تولد: بلنسيه 1350، وفات: 1417) به سلك كارتوسيان درآمد و رئيس آن فرقه شد. وي تمام
كتاب مقدس را به كاتالونيايي ترجمه كرد؛ اين ترجمه پس از ويرايش خايمه بورل دومينيكي در سالهاي 1477 ـ 1478 در بلنسيه چاپ شد و اين نخستين چاپ
كتاب مقدس به يك زبان محلي بود.
كاستيل و آراگون در سال 1479 متحد شدند و با اين كار آرزوهاي كاتالونيايي خنثيٰ و زبان آن ممنوع شد. هرچند يك ملت شريف را براي هميشه نميتوان سركوب كرد. در سدههاي نوزدهم و بيستم كاتالونياييها رستاخيزي را پديد آوردند كه تمام جهان را به تحسين و